تبليغاتX
˙·▪•● I'm But ●•▪·˙
˙·▪•● I'm But ●•▪·˙

Mors certa vitain certa

سلام به همگي اونايي كه داداشيم بودن اون به دلايلي نميتونه بياد نت

به بعضي ها گفتم

اگه باهاييش كار داشتين بيان بلاگ خودم

http://barobax-khol0divoone.blogfa.com/

هليا

محيا

نوشته شده در 13 Nov 2011ساعت 6:28 PM توسط Hel boy| |

ببخشید همه کسایی که از دستم ناراحت شدین

مخصوصا تو داداش بابک شرمنده یهو عصبی شدم

شاید باید برم

آبجی گلم این چند وقت خونه نیستم نگران نشو

میخوام واسه یکی که الان تو اي سيو هستش دعا كنين

من رفتم تورو خدا منو ببخشين

نوشته شده در 19 Oct 2011ساعت 2:4 PM توسط Hel boy| |

فکر نمیکردم اون بابک آشغال بی پدر مادر این کارو کرده باشه

آخه مرتیکه من با تو چی کار داشتم کاسه داغ تر آش میشی

اگه فکر میکنین من آدم کثیفیم برین تو اون پستی که واسه عملم گذاشتم ببینین آقا چی بارم کرده من فقط جواب شاخ بازی شو دادم صرفا جهت اونایی که زود قضاوت میکنن

نوشته شده در 8 Oct 2011ساعت 6:16 PM توسط Hel boy|

دلم را سپردم به بنگاه دنيا

هي آگهي

 دادم اينجا و آنجا

وهرروز براي دلم

مشتري آمدو رفت

هي اين و آن سرسري آمدو رفت

ولي هيچكس واقعا

اتاق دلم راتماشا نكرد

دلم قفل بود

كسي قفل قلبم را وا نكرد

يكي گفت

چرا اين اتاق

پر از دود و آه است

يكي گفت

چه ديوار هايش سياه است

يكي گفت:چرا نور اين جا كم است

وآن ديگري گفت:

وانگار هر آجرش

فقط از غم و ماتم است ورفتندو بعدش

دلم ماند بي مشتري

ومن تازه گفتم خدايا

تو قلبم را ميخري؟

وفرداي آن روز

خدا آمدو توي قلبم نشست

ودر را به روي همه

پشت خود بست

ومن روي آن در نوشتم

ببخشيد ديگر

براي شما جا نداريم

از اين پس به جز او كسي را نداريم.

 

 

نوشته شده در 7 Oct 2011ساعت 10:47 AM توسط Hel boy| |

 

 

 

ممنون از تمامی دوستانی که برام دعا کردن،مرسی،واقعا به دعاهاتون نیاز داشتم.

باتشکر از دوستان،همیاران،همکاران،همسایه هاوخانواده های موجود در نت!

دیروز رفتم دکتر گفت:تا یه هفته باید صبر کنم ببینه عمل خوب بود یا نه تا الان که موفقیت آمیز بوده .

دیروز تو مترو کیف دختره رو زدن من رفتم یشش دیدم گریه می کنه.

گفتم عیب نداره بیا از کارتم استفاده کن بعد سه ایستگاه پایین تر ماشین پارکه با هم میریم میرسونمت.بیچاره از سر ناچاری با من اومد.یهو یکی از همین گشت ها اومد

یقمو گرفت هر چی فحش ننه اش بهش یاد داده بود بارم کرد بعد چار تا دیگه خبر کردن شروع کردن کتک زدن من بد بخت.هرچی میگم حاجی من تازه عمل کردم نزن

فقط میزدن تا این که وقتی دید ممن کف مترو افتادم حالم خیلی بده در رفتن حالا اگه خیلی مرد بودی و ادعات می شد وا ی میستادی والا اینا فقط زورشون به ملت میرسه.ماها چون فقط دوست داریم با مد پیش بریم هرکی ادعای خداو پیغمبرش میشه به ماها هر چیزی می چسبونه میایم کار خیر کنیم فکر میکنه چی کار میخوایم بکنیم!

 

نوشته شده در 21 Sep 2011ساعت 10:14 AM توسط Hel boy| |

در کوچه های سرد وتاریک غم هایم را به دوش میکشم

غم ها ودرد های این سال ها که رفتند و ما هنوز بی خبریم

سرما به درونم نفوذ می کنند

اما غصه هایم بیشتر عذابم میدهد

می خواهم باز گردم به کودکیم

هنگامی که ابر ها در آسمان آبی با لباس سفیدشان می رقصیدند

هنگامی که در میان علفزار ها میدویدم

هنگامی که در میان علف های بلند گم میشدم

هنگامی که صدای خنده هایم همراه باد میرفت تا ابد

هنگامی که خالی از گناه خوش حال بودم

هنگامی که حس بدبختی را نچشیده بودم

راستش نیومده باید برم به خدا رفیق نیمه راه نیستم ولی از همتون می خوام برام دعا کنین فردا باید برم بیمارستان تا آماده شم برای عمل اونم قلب

فقط برام دعا کنین شاید زنده بیرون نیام

مرسی

http://s1.picofile.com/file/6402537222/electricshock.png   http://s1.picofile.com/file/6402566396/theironman.png    http://s1.picofile.com/file/6402534204/bigsmile.png

 

راستی من نا آخر تابستون نیستم ولی سعی می کنم بیام سر بزنم

نوشته شده در 12 Sep 2011ساعت 7:16 PM توسط Hel boy| |

چقدر دوست بیدا کردم.به هر بلاگی رسیدم لینکش کردم.اونقدر لینک کردم که چشام آلبالو گیلاس می چید.من یه مدته به دلایلی مجبور شدم دور از بقیه زندگی کنم(تو غربت)راستش از نظر من غربت ینی:عشق و حال مطلق

غربت ینی شبا تو خیابونا دیوونه بازی در آوردن!   

غربت ینی دنبال دختر مردم راه افتادن تو خیابونو  وقتی طرف میفهمه و خودشو میکشه شماره بهش بدی به یکی دیگه شماره بدی!

غربت ینی صدای آهنگو تو خونت تا آخر بلند کنی و همسایه هام نتونن بیش ننه بابا زر اضافی بزنن!

غربت ینی دختر همسایه کنار آش نذری شمارشو بذاره!

غربت ینی هر شب مهمونی با دوستات!

غربت ینی هرروز مجبور نیستی تخت رو مرتب کنی!

غربت ینی مامان گیر نمی ده سر صب بلند شو برو نون بخر!

غربت ینی هر روز فامیل واست حرف در نمی یاره!

غربت ینی موقع فوتبال دیدن تا جون داری جیغ بزنی!

خلاصه ماکه از غربت خوشمون اومده وباهاش کلی حال میکنیم شایدم باهاش ازدواج کردم!؟؟؟

غربت ینی هر ۵شنبه جمه بری یکی از تالارای شهر خودتو از دوستای داماد معرفی کنی کلی برقصی و یه شام مشت بخوری(البته یه بارم لو رفتیم صاب مجلس مارو با جارو دنبال کرد)

               نظرتون رو حتما در باره غربت بهم بگین            

نوشته شده در 10 Sep 2011ساعت 2:12 PM توسط Hel boy| |

سلم

من دوباده بر گشتم جنجال نت دوباره باز می گردد البته الان می خوام بی سرو صدا کار کنم تا بعد ببینم چی میشه.

اخه همه بهم می گن هر جا میری یه خراب کاری میکنی حالا  ببیینین چه گندی می خوام دوباره تو نت بزنم.

من شلو غی رو دوست دارمو البته با جنبم هستم هر جور دلتون خواست نظر مظر بدین....................................

نوشته شده در 31 Aug 2011ساعت 2:41 PM توسط Hel boy| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

?